-
دل نوشته ی من (سوال) 4
سهشنبه 12 مردادماه سال 1389 15:18
سلام از آهنگ صفحه وبلاگم خوشتون میاد؟ می خواستم آهنگ دلم گرفته مال امین رستمی رو بذارم روش اما خوب گفته بودین این قدر تو فاز غم نرم ولی خداییش اگر اون آهنگ رو میذاشتم دیگه حسابی نوشته هام و صفحم به هم میومدناااا شوخی کردم از اینکه دوستایی مثل شما دارم خیلی خوشحالم صبای امین 15:21 دقیقه ی بعد از ظهر روز سه شنبه 12...
-
دل نوشته ی من(مهمون)3
دوشنبه 11 مردادماه سال 1389 18:09
سلام به همه:) دیروز روز طولانی بود اصلا از صبحش معلوم بود چه روزیه ساعت 8بیدار شدم اصلا حوصله مسواک رو نداشتم چون تحمل نداشتم که باز وقتی دهنمو میشورم کلی خون از دهنم بریزه بیرون نمی دونم قبلا که سنسوداین میزدم دیگه خون نمی یمود از لثم اما حالا بازم.... اما به هر زوری بود خودم رو مجبور کردم مسواک بزنم این بار اون...
-
دل نوشته ی صبحگاهی (2)
یکشنبه 10 مردادماه سال 1389 12:42
سلام امین خان خوبی مانکن خان؟ این یکی واسه خودته این قدر گرسنمه که ضعف کردم و وسط مرداد دارم از سرما یخ می زنم!!! کم مونده قندیل ببندم! خوب خودت هی میگی لاغر شو! هرچی بهت میگم واسه چی چاق شدم که گوش نمیدی آخرشم که برام شرط وحشتناک گذاشتی که گفتم بله قربان!!!!!!!! حالام هی اس ام اس میدی برو یه چیزی بخور میمیری؟:)) نوچ...
-
دل نوشته ی من (تو چه میدونی؟)۱
یکشنبه 10 مردادماه سال 1389 00:04
سلام به همه امروز عجب روزی بود نمی دونم چرا زندگی هرچی بیشتر پیش میره سخت تر میشه؟ آهای روزای خوب کجایین شما؟ از انتظارتون چشمم به در خشک شد؟ ترجیح میدادم تو دفترچه خاطرات قدیمیم بنویسم اما خوب... می دونی که نامحرم زیاده دلم نمی خواد هرکسی بخونه و زندگی کوچیکمو خراب کنه... می دونی اوضاع از روزی بدتر شد که همین جوری...